اسفند نامه..

 

سلام به دوستای خوبم

ممنون ازدوستانی که جویای حال من و جوجه بودن . شکر خدا خوبیم و هر روز که میگذره بهتر از روز قبل .  نی نی هم داره از روی شکم خودنمایی میکنه و چند روزیه که تکون هاش رو میتونم احساس کنم .البته بیشتر شبیه به ترکیدن حبابه . دیروز هم  وقت دکتر داشتم و هم روی ماهش رو دیدم و هم صدای قلب گنجشکیشو شنیدم . همه چیز خوب و عالی بود . نی نیم داره بزرگ میشه و من خوشحالم .

 _____________________________

و اما از شایان بگم که این روزها مقتضای سنش ؛ شیرین زبون تر شده .  وقتی باهام حرف میزنه میخواد بگه بزرگ شده و همه چی میدونه :

دراز کشیده بودم و داشتم بازی کردنش رو تماشا میکردم که میاد بغلم میکنه و تو چشمام خیره میشه  :

ای مامانی ببین تو چشمت یه چیزیه .

چیه مامانی ؟

نمیدونم ؛ یه لحظه بچپ  ( بچپ = به سمت چپ نگاه کن) کنار circle یه چیزیه .

______________________________

بابایی داره درس میخونه . شایان میره تو اتاقش و من هم از فرصت استفاده میکنم و میرم دنبالش . یکی از جزوه های بابا رو برمیداره

مامان be quite ؛ هیسسسسسسسس میخوام درس بخونم .

من هم ساکت میشینم و نظاره گر درس خوندن بابا و شایان . شایان جزوه رو چپکی دستش گرفته و داره برای خودش زمزمه میکنه ، عدد 5 رو تو جزوه دید و میگه:

این اسمش heart  هست . بگو اسمت چیه؟ my name is heart

با صدای نسبتا بلندی میخندم

ای بابااااااااا چقدر سرو صدا میکنین مگه نمیبینین دارم درس میخونم!این درس مال خودمه میخوام ببرمش مدرسه ، درس بخونم فرشته مهربون به من جایزه بده  ice cream بده . banana gum بده . کیک بده . candy با milk بده !!

_____________________________

روزی که برف بارید:

من دارم تلفنی با بابایی صحبت میکنم .

مامان یه لحظه گوشیو بده .

گوشی و بر میداره.

بابایی بابایی قول بده امروز اومدی خونه منو ببری snow بازی کنم باشه ؟

بابایی هم قول داد و الوعده وفا . زود از اداره اومده و با شایان رفتن برف بازی . برای من هم که تو خونه موندم کلی از برف بازی شایان فیلم گرفت.

فرداش شایان به من میگه :

مامان میخوام کامپیوتر رو روشن کنم فیلم snow بازی رو ببینم .

من: مامان جان فیلمش تو دوربینه . هنوز نریختم رو هارد ..

 در حالی که پشت کامپیوترش نشسته : نه نه ببین بابایی دیشب ریختش اینجا . ببین همینجا رو کلیک کن .. تو مای پیچره !! (my picture)

____________________________

شایان این روز ها با نرم افزار جدید آموزیش مشغوله . از اونجا که زیاد دوست ندارم پشت کامپیوتر بشینه و با بازی های کامپیوتری خودش رو مشغول کنه روزی یک ساعت اجازه بازی داره .

نرم افزار جدید ( دهکده زبان ) فوق العاده عالیه .  سه تا دی وی دی داره که هر کدومش پر از بازی های آموزشیه  . توصیه میکنم برای کوچولوهاتون تهیه کنین تا لذت ببرن .

____________________________

 

 

 

/ 32 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا5

بخورم دوماد مهرنازجونو ............خدا را شکر خودت و نی نی هم خوبید[ماچ]

مسیحا

بارداریت مبارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررک انشالله فرزندت سالم باشه عزیزم این دوگانه حرف زدن شایان هم در نوع خودش خیلی دست داشتنیه زنده باشه انشالله

لیلا مامان پویان

چقدر کار خوبی کردی نوشتی حوریه جان حسابی دلم برای دو زبانه حرف زدنهای شایان جان تنگ شده بود[بغل] خوشحالم که همه چیز روبراهه[قلب][ماچ]

مامان آرین و‌ آرتین

سلام حوریه جان خوشحالم که میبنم حالت خوبه و همه چیز خوب پیش میره ! برات امیدوارم سال جدید برای خانواده قشنگتون که میخواهد چهار تائی شودف سال بسیار خوبی باشد! از طرف من شایان عسلی راببوس

مامان آرین

خدا رو شکر که بهتری....از این به بعد بهتر هم میشی...خدا رو شکر همه چی خوبه و امیدروام بهتر و بهتر بشه خودت و نی نی تو راهت و پسر شیرین زبونت رو می بوسم[ماچ]

مامان پارمیس

خدا رو شکر همه چیز خوب و عالیه.یادم نیست قبلا تبریک گفتم یا نه اما خوب مبارک باشه.ایشاا... زانو خیر زمین بذاری و به سلامتی فارغ بشی.من فکر کردم شما می خواهید مهاجرت کنید ولی وقتی دیدم دوباره نی نی دار شدید خیلی خوشحال شدم منم خیلی دوست دارم یه نی نی دیگه داشته باشم.[خجالت][قلب] شایان جون رو ببوسید.مشخصه حسابی براش وقت میذارید ایشاا... همیشه موفق باشه[ماچ]

مامان پارسا پگاه

دوست خوبم امیدوارم عید با بوسه هاش بهار با گلهاش و سال نو با امیدهاش برای شما و عزیزانتون مبارک باشه[گل]

سام

سلام به دیدن من هم بیا