عکسهای شایان با هنرمندی مامان !

سلام دوستان

مرسی از همتون که همیشه به ما سر میزنین . راستش مطلب جدید خاصی برای نوشتن ندارم جز اینکه بابایی دیشب برای اولین بار بعد تولد شایان تنهایی رفت شمال .. بدون من و شایان چون  رفتنش اضطراری بود و شایان شد بزرگ مرد کوچک خونه قلب.دوم اینکه از اونجا که خیلی تعریف هایپر استار و شنیده بودیم بابایی دیروز غروب گفت بریم هایپر استار خرید .. من هم اولش شایان و بهونه کردم و گفتم مترسم آنفولانزا بگیره و بابایی هم قول دادن که تا آخرش شایان رو تو بغلش بگیره تا من خیالم راحت باشه ولی شایان بی مزه اونجا نه تو سبد خرید نشست و نه بغل بابا موند و همش دستاشو طرف من دراز میکرد و میگفت ماما ماما  بلللللللل ( بغل ).. و اما هایپر استار که هیچ .. اصلا ارزش رفتن نداشت .. به ما گفته بودن اونقدر شلوغ میشه که جای  پارک ماشین پیدا نمیشه ما هم زرنگ بازی در آوردیم و ماشین رو تو کوچه های اطراف یه جای خلوت پارک کردیم و پیاده فرسنگ هاااااااااااااااااااا رفتم تا رسیدیم ..جای پارک که فراوون بود .. اصلا هم شلوغ نبود چون وسط هفته بود .. والله دی تو دی دوبی چند سال پیش خیلی جنساش بهتر از جنسای هایپر استار بود  . همش چینی بدردنخور  .. من فقط از یه مانتو خوشم اومد و نرم کننده موی سر خریدم .. لباس بچه هاش هم افتضاح بود . مانتو  رو شوشو گفت شبیه رنگ پریده هاست و منم بهم برخورد و یه کمی ....

عوضش وقتی داشیم بر میگشتیم خونه یه بافت خیلی خیلی قشنگ برام خرید. خیلی دوستش دارم .. بافته رو نهههههههه که ..شوشو رو نیشخند

هایپر استار هم بیشتر شبیه مهد کودک بود تا فروشگاه .. چیزی که زیاد بود بچه قد و نیم قد .. بیشترشون که یک ساله هم نبودن .. نمیدونم چرا ما اینقدر میترسیم !

مثلا قرار بود حرفی نداشته باشم ..بریم سراغ عکس ها که گذاشتمشون تو قاب برای شانی خوشکلم :

یه توضیح کوچولو :

شایان معمولا با اتاقش و اسباب بازیهاش کاری نداره .. بیشتر ترجیح میده با من باشه و با هم بازی کنیم .. مثلا نقاشی بکشم ..دالی بازی کنیم .. دنبالش کنم .. ماشین بازی کنیم .. برج بسازیم و با هم تی وی تماشا کنیم .

ولی اگه یه موقع بره تو اتاقش اولین کاری که میکنه اینه که کشوی لباساشو خالی میکنه ..  شورتشو پیدا میکنه و شلوارشو در میاره  و میگه مامائی شوت .. شبار دربیاه 

بعدش میره سراغ کشوی کلاهاش و کلاه مورد نظر و برمیداره و میذاره رو سرش ..ممکنه تموم روز این کلاه رو سرش باشه .

بعدش هم ازم میخواد که بذارمش بالای میزش تا بتونه ویترین و تماشا کنه و درخواستشو بگه ..ماما مداد ..خوتا ..اعوسک ...

تفنگ ..شونه ..قاچوک

گهگداری هم کار تو عکسو میکنه ولی جز یکی دوتا از اسباب بازی ها با بقیه کاری نداره :

 

و یا اینکار:

 

قربون عینک زدنت برم من خوش تیپم ماچ

داشت پاپوش رو پاش میکرد که پاش به لبه میز میخوره :گریه

لبخند

مشق هم مینویسه :یول

 مثلا گل من قائم شده و من نمیدونم کجاست قهقهه

تموم شدچشمک

/ 43 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر

به پرشین خوش اومدید ...شایان خیلی بزرگ شده ماشااله ....عکساش هم خیلی خوشگل شدن با هنر مندی مامان خانومی ....خریدا هم مبارکه ...ژیش ما هم بیایید خوشحال میشیم زیاد [ماچ]

خاله هلیا

لیییییییییییییینننننننننننننننننننننک شدی

مامان سارا

یکتا هم توی هایپر استار پدر منو در آورد همش گفت بغلم کن بغلم کن. منم رفتم اونجا زیاد خوشم نیومد[قهر] ما هم آپیم

ازاده

[قلب]سلام شایانیه خاله سلام حوری جونم خوبه خوبی؟[چشمک] چه بزرگ شده پسریه خاله همیشه میام عکساشو میبینم ولی یه کوچولو وقت کامنت گذاشتن ندارم[ناراحت]

نیاز / بهاره

این شازده خیلی خوش تیپنا عکسش رو نذار من واسه دخترم می دزدمش گفته باشم [نیشخند] چه جالب تو یه روز بنده خدا اقای شوهر باید 2 تا کادو بخره [زبان] هایپراستار!!!!!! به نظر منم بدرد نمی خوره خوشم نیومد [ناراحت] لطفا یه بوس گنده بدون انفلوانزا از شایان گلم [ماچ]

عباس

سلام باز هم سربزنید

عباس

سلام باز هم سربزنید