این روز های ما با شازده عجب خوب میگذره !

سلام سلام

روزها میگذره و شازده کوچولوی ما در آستانه 3 سالگی شیرین تر و دلبر تر از قبل  دلی از مامان و بابا میبره .. با کارهاش  ، اداهاش ، شیطنت های خاص خودش  و با  شیرین زبونی های خنده دارش .

چند روزی بابا و مامانم مهمون خونه ما بودن که حسابی دلی از عزای دلتنگی در آوردیم و طبق معمول موقع رفتنشون وقتی از توی ماشین برای دختر غریبشون دست تکون میدادن و خدا حافظی میکردن این اشک بود که من و همراهی میکرد . چقدر بده و چقدر سخته این لحظه ها . با وجود شایان و همسر نازنینم باز هم به دوریشان عادت نکردم . هر وقت میخوان برن هق هق گریه ها امونم رو میبره ..درست مثل همین الان .

از شایانم بگم

از خلاقیتش که تو تصویر زیر یه نمونه ازش میبینید

میگم این چیه مامانی؟

میگه باشگاه امیده !

همچنان عاشق نقاشی هست . شاید ساعت ها بدون اینکه حرفی باهام بزنه برای خودش نقاشی میکشه .. با خودش حرف میزنه و هر خطی که میکشه رو تفسیر میکنه .. برای نقاشی هاش قصه میگه و براشون اسم میذاره!

مثل اینجا که روی یه برگه بزرگ مشغول نقاشی کشیدنه . داره با خودش حرف میزنه:

hello sun

hello shayan( با صدای نازک )

من الان شما رو yellow میکنم سان کوچولو .

نه تو رو خدا منو yellow نکن .. من میخوام blue باشم . خواهش میکنم شایان .( در حالی که داره مثلا گریه میکنه)

نه من میخوام گلین (GREEN) کنم شما رو .

وای من بیچاره شدم حالا من چیکار کنم و ...( گریههههه)

و اما این یک اثر هنری از یک شازده هنرمند نازه !

این شازده که نفس منه گاهآ به مامان کمک میکنه .. همه جور کاری هم بلده .. من که به داشتن این شازده نازم خیلی افتخار میکنم چشمک

کوچولوهای ناز در حال رقصیدن در جشن تولد تارای ناز مامان سازا در موسسه زبان نیک

از زبان هم بگم که به لطف تمرین هایی که بابایی با شایان میکنن لغات زیادی رو یاد گرفته . امروز جلسه اول از ترم 2B بود ..از اونجا که یه سرمای سخت دو هفته ای گریبان گیر شایان و مامانی شده و سرفه های شایان خیلی زیاده ترجیح دادیم خونه بمونیم و تا وقتی شایان خوب نشد کلاس نریم .

 

شایان و فرهان ..دوچرخه  سواری ..بردیسان ..دو هفته قبل

/ 67 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان پارسا

من شیرین زبونیهای شایان جون رو خیلیییییی دوست دارم [ماچ][ماچ][ماچ]...

مامان شایان

سلام کلبه ی نوگلان ایرانی منتظر نگاه زیبای کوچولوی شماست . با یک قصه رنگین کمانی به روزم .[گل]

انا

با سلام وبلاگ زیبایی دارید به منم سر بزنید خوشحال میشم منتظر نظرات قشنگتون در بهتر شدن وبلاگم هستم اگر هم موافقید لینکتون کنم موافقید؟؟؟؟؟

فرشته مامان تینا

آفرین به گل پسر نقاش کوچولو و مهربون که به مامانشم کمک میکنه [قلب][ماچ]

مامان شایان و داداشی

سلام ممنون از حضورتون . من اولین بار بود که به وبلاگ شما سر زدم . راستش من عاشق تمام بچه هایی هستم که اسمشون شایانه . شایان خودم هشت سالشه . اگر لطف کنید و قصه ای را که در وبلاگم گذاشته ام به شایان جان باهوش نشان بدهید و نظرش را عینا برایم بنویسید خیلی خیلی ممنون می شوم .[قلب]

سپیده عمه آریانا

سلام نقاش کوچولوی نازم چطوره جیگرتو برم با آثار هنری قشنگت قربون این پسر گل برم که به مامانش کمک میکنه. بوووووووووووووووووووووووووووس[ماچ][قلب][گل]

ليلا

سلام هنرمند خيلي خوشم اومد از اينكه سرت به كارت بنده و با اثر هنريت حرف ميزني كلي حال كردم مطمئنا تو يك نقاش واقعي ميشي با اون تخيل قويت

ليلا

سلام هنرمند خيلي خوشم اومد از اينكه سرت به كارت بنده و با اثر هنريت حرف ميزني كلي حال كردم مطمئنا تو يك نقاش واقعي ميشي با اون تخيل قويت

پرنیان

سلام چه پسری ماشاالله ...نقاشیه خیلی جالبه خدا حفظش کنه

شیرین

وای پروردگارا من چشمم شور نیست ... خیلی پسر خلاق و هنرمندی داری برام یکم توضیح میدی آخه مگه از 3 سالگی میشه بچه رو گذاشت کلاس زبان ؟ قبول میکنن ؟ چه امکاناتی تا نی نی شما بتونه نقاشی کنه !!! وای خدایا من هیچی بلد نیستم