سه سال پیش در چنین روزی!

30 /8/86  برگرفته از خاطرات نی نی سایت شایان

سلام فینگیل مامان صبحت به خیر ...ماه هفت آسمون من دیشب خوب خوابیدی؟
من و بابایی دیشب باهات کلی بازی کردیم تا بخوابی تو هم دایم مشت کوچولوت رو نثار شکم مامان کن بلا .شایان دردونه من مامان جون اومد و سیسمونی قشنگت رو خریدیم کلی جی جی های ناز داری خود مامانی هم برات عروسک های ناز درست کرده تخت و کمد و میزت هم شنبه آماده میشه رنگ اتاقت هم نارنجی شده و به امید خدا هفته دیگه همین موقع با مامان جون و خاله وسایل اتاقت رو میچینیم توش
بابایی بازم امشب میره سفر و دل من و تو براش تنگ میشه دوستت دارم تمشک کوچولوی خوشمزه مواظب خودت باش

 

 _______________________________

امروز مینویسم :

تمشک کوچولوی خوشمزه من .. لحظه لحظه رشد و بالندگی تو برای من خاطره هست .  چیزی به سه ساله شدنت نمانده ..سه سال که چشم بر هم زدنی بیش نبود، با ما بودی ..  مرد کوچک من خیلی دوستت دارم .

 چشم بر هم بزنم مرد کوچک من ..بزرگ مردی  میشود ، که برای نگریستن به چهره ماه مردانه اش  باید سر بالا کنم، اگر خدا بخواهد . 

برایت دنیا دنیا خوبی و سلامتی و خوشی آرزو دارم عزیزکم .

 

 

/ 22 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلی

این مرد کوچک را خدایا در پناه خودت حفظ بفرما.[بغل]

افشین

[گل] درود دوست عزیز [گل] آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت عمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت ----------------------------------------------------- آپم با : [گل] از سري داستانهاي كوتاه : افشين كتاب مهتاب جلد 1 [گل] منتظرتم --- جاوید باد ایران زمین [گل]

شیرین

آمین ... آمین یا رب العالمین ... بزرگ و بزرگتر شو عزیز دلم

سحر

واقعا که روزها خیلی تند میگذره[قلب]

محمدطاها

سلام حال شما؟ماهم برای شایان آرزوی سلامتی داریم[قلب]

شیرین مامان نیما

سلام عزیزم تولد گلت رو بهت تبریک می گم. اگه با تبادل لینک موافقین برام پیام بزارین. مرسی

افروز

سلام حوریه جون، ماشالله به این گل پسرت چیزی نمونده که به فکر عروس باشی ها[چشمک]. انشالله که زیرسایه مامان و بابا به سلامتی بزرگ شه و بهش افتخار کنی. ناراحت شدم که یه کم مریض بوده امیدوارم زود زود خوب بشه. ببوسش[ماچ]

مامان پارمیس

با تاخیر تبریک من رو هم پذیرا باشید.ایشاا... هزار ساله بشه با تن سالم زیر سایه پدر و مادر[قلب][ماچ]